اخبار

افزایش سن بازنشستگی واقعی

افزایش سن بازنشستگی واقعی
افزایش سن جمعیت، فشار مضاعفی را بر لزوم افزایش سن بازنشستگی واقعی وارد می‌کند. از یک‌سو بحران مالی تامین مستمری بازنشستگی و دیگر طرح‌های تامین‌اجتماعی موجب جلوگیری از تمایل روزافزون افراد به بازنشستگی پیش از موعد می‌شود و از طرف دیگر کاهش جمعیت فعال (در سن کار)، یک بازبرآورد دقیق را با هدف دشوارکردن خروج زودهنگام از بازار کار ایجاب می‌کند. از این‌‌رو، مسئله اصلی در ارتباط با ثبات آتی جوامع سالمند این است که آیا امکان افزایش مشارکت فعال کارمندان مسن در بازار کار وجود دارد؟

با فرض اینکه بودجه لازم برای نسل مستمری‌بگیر از محل درآمد ملی توسط نسل فعال در بازار کار تامین شود و بدون در نظرگرفتن اینکه بودجه طرح مستمری از قبل تامین‌شده یا به روش توازن سالانه تامین شده باشد، این عامل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

بر اساس برآوردهای سازمان بین‌المللی کار، حتی در صورت افزایش سن بازنشستگی واقعی به 67 سال و افزایش حضور زنان در بازار کار به‌میزان کنونی در سوئد، نرخ وابستگی در یک کشور اروپایی با جمعیت رو به سالمندی (به‌عنوان مثال در هلند) در سال 2030 اندکی بیش از نرخ فعلی خواهد بود و تفاوت چندانی نخواهد داشت. به هر حال امید به اصلاح چالش مربوط به کاهش جمعیت در سن کار، این روند تغییرات را تشویق می‌کند. امید به حل مشکل اشتغال از طریق تغییرات جمعیتی، تا اندازه‌ای ساده‌بینانه به نظر می‌رسد و مسئله اشتغال به اقدامات سیاستی بنیادی‌تری نظیر بهبود وضعیت آموزش‌وپرورش از جمله آموزش‌های مهارتی مداوم که با ممانعت از تبعیض‌های سنی در بازار کار موجب بهبود اشتغال می‌شود، نیاز دارد، بنابراین افزایش سن بازنشستگی واقعی فقط از طریق اصلاح سیستم مستمری‌بگیری انجام نمی‌گیرد و درصورتی‌که این اقدامات با ایجاد فرصت‌های اشتغال برای کارمندان مسن پشتیبانی و تقویت نشود، حذف انگیزه‌های بازنشستگی پیش از موعد تاثیری در بر نخواهد داشت. این اقدامات تنها شامل راهکارهای اتخاذشده در جهت حفظ کارمندان مسن (به‌طور مثال از طریق آموزش یادگیری مستمر) نیست، بلکه باید فعالیت‌هایی در جهت از میان ‌بر‌داشتن موانعی که بر سر راه استخدام کارمندان مسن در مشاغل جدید وجود دارد، انجام شود.

چالش‌های بازنشستگی در 50 سالگی

تغییر گرایش جامعه به‌سمت بازنشستگی پیش از موعد فقط از طریق وضع قوانین جدید حاصل نمی‌شود، بلکه همان‌طور که تحقیقات اخیر در انگلیس نشان می‌دهد، باید طرز فکر کارمندان و کارفرمایان نیز تغییر کند. در اکثر جوامع، حتی افرادی که دارای مشکلات جسمی و از کارافتادگی نیستند، بازنشستگی پیش از موعد را یک مزیت به‌شمار می‌آورند. با وجود آن دسته از افرادی که خود را پیش از موعد بازنشسته می‌کنند روابط خود با همکاران‌شان، انگیزه تقویت هوش و استعداد و اعتمادبه‌نفس حاصل از اشتغال را از دست می‌دهند.  پژوهش‌های انجام‌شده نشان می‌دهد تنها عده کمی از مردم در سنین 50 تا 64 سالگی خواهان یک زندگی بدون کار هستند (حدود 2درصد در سوئد، 6 تا 8 درصد در ایتالیا، آلمان و ژاپن، 10 تا 13درصد در کانادا، ایالات متحده آمریکا، هلند و انگلستان). میل به بازنشستگی پیش از موعد ناشی از نارضایتی در محل کار، نظرات منفی نسبت به کارمندان مسن و تبعیض‌های سنی است. به‌علاوه بسیاری از کارمندان مسن از بیماری‌های ناشی از شرایط کار رنج می‌برند و به مراقبت‌های درمانی مناسب نیاز دارند، اما هیچ‌گونه شواهد و مدارک قطعی دال بر کارایی و انعطاف پایین‌تر افراد مسن وجود ندارد و امید به زندگی بیشتر با سلامت جسمی، روحی و روانی مستمر و طولانی‌تر افراد ارتباط دارد، بنابراین می‌توان انتظار داشت افراد مسن فعلی، نسبت به نسل گذشته خود، در نیمه‌دوم زندگی‌شان فعال‌تر و پویاتر باشند. پس اشتغال کارمندان مسن تنها یک ضرورت اقتصادی نیست، بلکه امری لازم در حفظ همبستگی اجتماعی است.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۱۰:۱۸
هفته نامه آیه نو/گاردین |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید